|
اینکوترمز ۲۰۰۰
در جریان بازنگری اینکوترمز که حدود دو سال بطور انجامید اتاق بازرگانی بین المللی با استعلام و دعوت از طریق کمیته های ملی نظرات و بازتابهای مربوط به پیشنویسها را که توسط طیف بسیار وسیعی از تجار در سراسر دنیا ارائه شده بود جمع آوری کرد. در حقیقت جای سپاسگزاری است که مشاهده میشود بازنگری جدید نسبت به بازنگریهای قبلی مورد توجه بیشتری از طرف استفاده کنندگان آن در سراسر دنیا قرار گرفته است. نتیجه این گفتمان اینکوترمز ۲۰۰۰ میباشد که در مقایسه با اینکوترمز ۱۹۹۰ تغییراتی یافته است. البته واضح است که اکنون اینکوترمز از مقبولیت جهانی برخوردار است و بنابر این اتاق بازرگانی بین المللی تصمیم گرفته است که این شهرت جهانی را حفظ و به همین لحاظ از انجام تغییرات پرهیز کند. از طرف دیگر اقدامات جدی در جهت اطمینان از اینکه عبارات بکار برده شده در اینکوترمز ۲۰۰۰ بوضوح و دقیقاً منعکس کننده فعالیت تجاری باشد صورت پذیرفته است. مضافاً اینکه تغییرات اساسی در دو زمینه انجام گرفته است.
- وظایف ترخیص از گمرک و پرداخت حقوق گمرکی در شرایط FAS و DEQ
- وظایف بارگیری و تخلیه در شراط FCA
تمام تغییرات اعم از اساسی یا رسمی به تحقیقات کامل از استفاده کنندگان از اینکوترمز انجام شده است و بخصوص در خواستها و پرسشهای دریافتی از سال ۱۹۹۰ توسط گروه کارشناسی اینکوترمز که برای ارئه خدمات بیشتر به استفاده کنندگان اینکوترمز تشکیل شده مدنظر قرار گرفته است.
۴- منظور نمودن اینکوترمز در قرار داد فروش
با توجه به تغییراتی که هر از گاه در اینکوترمز داده می شود این نکته اهمیت دارد که طرفین قراردادی که مایلند اینکوترمز را در قرار داد فروش خود منظور نمایند باید همیشه صراحتاً به نسخه شماره جاری اینکوترمز اشاره نمایند. این موضوع ممکن است بسادگی نادیده گرفته شود مثلاً در موارد که در نمونه های استاندارد قرار داد یا فرمهای سفارش کالا که توسط بازرگانان استفاده می شود به نسخه قبلی اینکوترمز اشاره شده باشد. اشاره نکردن به نسخه جاری ممکن است بعداً در مورد اینکه آیا قصد طرفین منظور نمودن طرفین منظور نمودن نسخه جاری یا نسخه قبلی در قرار داد شان بوده است موجب بروز اختلاف شود. بنابر این بازرگانانی که قصد دارند از اینکوترمز ۲۰۰۰ استفاده کنند باید بوضوح مشخص نمایند که « اینکوترمز ۲۰۰۰ » بر قرارداد آنها حاکم است.
۵ـ ساختار اینکوترمز
در سال ۱۹۹۰ برای سهولت درک، مقررات به چهار گروه مختلف پایه تقسیم شدند گروه اول شرایطی که فروشنده براساس آن کالا را در محوطه فعالیت خود به خریدار میدهد “E”. گروه دوم شرایطی که فروشنده کالا را در محل تعیین شده توسط خریدار به حمل کننده تحویل میدهد“E”. گروه سوم شرایط و اصطلاحاتی که فروشنده قرارداد حمل را بدون قبول ریسک مسئولیت فقدان یا خسارت وارد به کالا یا هزینههای اضافه هزینههای اضافه که بعد از حمل و ارسال واقع میشود منعقد میکند “C” و نهایتاً گروه چهارم شرایطی که براساس آن فروشنده کلیه هزینهها و مسئولیت آوردن کالا به مقصد را بعهده دارد “D”.
جدول زیر براساس طبقةبندی مذکور تهیه شده است.
اینکوترمز ۲۰۰۰
|
گروه -E عزیمت خروج
|
Departure
|
|
تحویل در محل کار (محل تعیین شده)
|
EXW
|
|
گروه F- کرایه حمل اصلی پرداخت نشده
|
Main Carriage unpaid
|
|
تحویل به حمل کننده (محل تعیین شده)
|
FCA
|
|
تحویل در کنار کشتی (بندر مبدأ تعیین شده)
|
FAS
|
|
تحویل روی عرشه (بندر حمل تعیین شده)
|
FOB
|
|
گروه C- کرایه حمل اصلی پرداخت شده
|
Main Carriage paid
|
|
ارزش هزینه و کرایه حمل (بندر مقصد تعیین شده)
|
CFR
|
|
ارزش هزینه بیمه و کرایه حمل (بندر مقصد تعیین شده)
|
CIF
|
|
کرایه حمل پرداخت شده تا (مقصد تعیین شده)
|
CPT
|
|
کرایه حمل و بیمه پرداخت شده (مقصد تعیین شده)
|
CIP
|
|
گروه D- ورود
|
Arrival
|
|
تحویل در مرز (نام مرز تعیین شده)
|
DAF
|
|
تحویل از کشتی (بندر مقصد تعیین شده)
|
DES
|
|
تحویل در بارانداز (بندر مقصد تعیین شده)
|
DEQ
|
|
تحویل عوارض پرداخت نشده (مقصد تعیین شده)
|
DDU
|
|
تحویل عوارض پرداخت شده (مقصد تعیین شده)
|
DDP
|
ضمناً در مورد همه اصطلاحات و شرایط مانند اینکوترمز ۱۹۹۰ وظایف طرفین طبق مقررات مربوط تحت ۱۰ عنوان طبقهبندی شدهاند که هر عنوان در قسمت فروشنده «بازتاب» موقعیت خریدار نسبت به همان موضوع میباشد.
۶- ترمینولوژی
هنگام تدوین اینکوترمز ۲۰۰۰ نهایت کوشش بعمل آمده است که عبارت مختلفی که در کلیه مقررات سیزده گانه بکار برده میشود یکنواخت باشد و بدین ترتیب از استفاده از عبارت مختلف که دارای
مفهوم یکنواخت باشد و بدین ترتیب از استفاده از عبارات مختلف که دارای مفهوم یکسان هستند اجتناب شده است و همچنین هرجا که امکان داشته است از عباراتی که در کنوانسیون سازمان ملل متحده در سال ۱۹۸۰ در مورد قراردادهای فروش کالا (CISG) مطرح گردیده، استفاده شده است.
فروشنده (کالا) Shipper
در مواردی ناچاراً از یک واژه برای بیان دو معنی مختلف استفاده شده است و آنهم صرفاً به این دلیل است که جایگزین مناسبی وجود نداشته. تجار با این اشکال هم در متن قراردادهای فروش و هم در قراردادهای حمل آشنا هستند. مثلاً واژه « فرستنده» ممکن است فروشنده کالا را به حمل کننده تحویل میدهد در حالی که قرارداد حمل را خریدار منعقد میکند.
تحویل Delivery
دانستن اینکه در اینکوترمز اصطلاح «تحویل» به دو مفهوم مختلف بکار برده میشود اهمیت ویژهای دارد. اول موقعی بکار میرود که فروشنده وظیفه تحویل خود را به ترتیبی که در بندهای الف ۴ در کل اینکوترمز مشخص شده است. انجام داده باشد. دوم در چهار چوب وظایف خریدار مبنی بر تحویل گرفتن کالا و یا قول و تایید تحویل آن بکار میرود. که در بندهای ب ۴ در کل اینکوترمز معین شده است. استفاده از واژه « تحویل» در مفهوم دوم بدین معنی است که اولاً خریدار ماهیت اصلاحات گروه C را میپذیرد یعنی اینکه فروشنده وظایف خود را مورد حمل کالا انجام داده است و ثانیاً اینکه خریدار موظف به دریافت کالا می باشد. وظیقه دومی حائز اهمیت است زیرا که از پرداخت هزینههای غیر ضروری به منظور انبار کردن کالا تا موقعی که خریدار کالا را دریافت نماید پرهیز می شود. بنابر این بعنوان مثال طبق قرار دادهای CFR و CIF خریدار مجبور به تحویل گرفتن کالا از حمل کننده میباشد در غیر این صورت مسئول پرداخت خسارت وارده به فروشنده خواهد بود که قرار داد حمل را با حمل کننده منعقد کرده است و یا اینکه ممکن است خریدار موظف به پرداخت جریمه دیر کرد و به منظور دریافت ترخیصیه از حمل کننده گردد. موقعتی که گفته میشود خریدار باید تحویل را بپذیرد بدین معنی نیست که خریدار کالا را از جهت مطابقت آن با قرار داد فروش میپذیرد بلکه صرفاُ منظور این است که خریدار می پذیرد که فروشنده در مورد تحویل کالا برای حمل به ترتیبی که در بندهای الف ۳ (۱) اصطلاحات C معین شده به وظیفه خود عمل نموده است.
بنابر این اگر خریدار هنگام دریافت کالا در مقصد متوجه شودکه کالا مطابق شرایط مقرر فروش نمی باشد میتواند از راهکارهایی که قرار داد فروش و قانون حاکم است علیه فروشنده در اختیار او قرار داده است. استفاده کند که این موضوع همانطور که قبلاً گفته شد کاملاً خارج از قلمرو اینکوترمز است.
در اینکوترمز ۲۰۰۰ هر جا که مناسب بوده عبارت « در اختیار قرار دادن کالا» در یک محل خاص بکار برده شده است. این عبارت به همان مفهوم عبارت « تحویل کالا» میباشد که در کنوانسیون ۱۹۸۰ سازمان ملل در مورد قراردادهای بین المللی فروش کالا بکار برده شده است.
«معمول» - (متدوال) Usual
واژه « معمول» در چندین اصطلاح دیده می شود مثلاً در EXW در مورد زمان تحویل الف ۴ و در اصطلاحات C در مورد اسنادی که فروشنده موظف به تهیه و تحویل آنها میباشد و در مورد قرار دادهای حمل که فروشنده باید آن را تهیه کند الف ۳ و الف ۸. البته ممکن است مشکل باشد بگوئیم معنی واژه « معمول» و متدوال چیست ولی در بسیاری از موارد امکان تعیین اینکه اشخاص در تجارت معمولاً چه میکنند وجود دارد و این موضوع می تواند راهنمای خوبی باشد. در این خصوص واژه « معمول یا متدوال» نسبت به واژه « منطقی » مفیدتر است زیرا که استفاده از واژه منطقی مستلزم ارزیابی موضوعاتی نظیر حسن نیت و معامله عادلانه است و نه مسائل عملی.
لازم باشد که تصمیم بگیریم چه چیز « منطقی » است ولی به دلایل مطرح شده در اینکوترمز واژه «معمول » عموماً به واژه « منطقی » ترجیح داده می شود.
« هزینهها» (عوارض) Charges
در مورد وظیفه ترخیص کالا جهت واردات و تعیین اینکه منظور از هزینههائی که باید برای ورودی کالا پرداخت شود چیست اهمیت دارد. در اینکوترمز ۱۹۹۰ از عبارت « هزینه رسمی قابل پرداخت جهت صدور و ورود کالا» در الف ۶ DDP استفاده شد. در قسمت الف ۶ DDP اینکوترمز ۲۰۰۰ واژه « رسمی » حذف شده است. چون تعیین اینکه چه هزینههایی رسمی است و یا نیست ایجاد ابهام می کرد البته هدف از این حذف تغییرات عمده از نظر مفاهیم نبوده است. هزینههایی (عوارض) که باید پرداخت شود صرفاً مربوط به هزینههایی است که الزماً ناشی از واردات باشد که باید طبق مقررات حاکم در مورد واردات پرداخت شوند. هرگونه هزینه اضافی که توسط طرفهای خصوصی در ارتباط با واردات اعمال می شود مشمول عوارض (هزینه های رسمی) نمی شوند مانند هزینه های انبارداری که مربوط به وظیفه ترخیص کالا نمی باشد.
معهذا چانچه طرفی که باید کالا را ترخیص نماید خود اینکار را انجام ندهد ممکن است متحمل پرداخت هزینه هایی به ترخیص کار و یا متصدی حمل و نقل گردد.
« بنادر »، « اماکن (محلها) »، « نقاط » و « محلهای کار ».
Ports, Places, Points and Premises
تاکنون از عبارات مختلفی در اینکوترمز در مورد مکانی که کالا قرار است تحویل گردد استفاده شده است در اصطلاحات که منحصراً برای حمل کالا از طریق دریا بکار برده میشود مانند DEQ, DES, CIF, CFR, FOB, FAS از عبارات «بندر مقصد» استفاده میگردد. در سایر موارد واژه (محل) بکار برده شده است در مواردی هم لازم تشخیص داده شده است که به یک نقطه در داخل بندر یا محل اشاره شود چون ممکن است برای فروشنده نه تنها مهم باشد بداند که باید کالا را در چه منطقه خاصی مثلاً یک شهر تحویل دهد بلکه مکانی که باید کالا در اختیار خریدار قرار گیرد نیز اهمیت دارد. اغلب قراردادهای فروش مکرراً فاقد اطلاعاتی در این زمینه میباشد و بنابراین در اینکوترمز مقرر شده است که اگر نقطه خاصی در داخل محل نامبرده مشخص نشده باشد و اگر چندین نقطه وجود داشته باشد فروشنده میتواند نقطهای را که برای منظور خود مناسب تشخیص میدهد انتخاب کند (بعنوان مثال به الف ۴ FCA مراجعه شود) در صورتی که نقطه تحویل «محل» فروشنده باشد عبارت «محل کار فروشنده» الف ۴ (FCA) بکار برده شده است.
«کشتی» و «شناور» Ship and Vessel
در اصطلاحات مربوط به حمل کالا از طریق دریا عبارت «کشتی» و شناور بعنوان مترادف بکار برده میشوند لازم به گفتن نیست که باید از واژه «کشتی» در اصطلاحات تجاری مانند «در کنار کشتی (FAS)» و «تحویل از کشتی (DES)» استفاده شود همچنین با توجه به استفاده مرسوم از عبارت «عبور از نرده کشتی» در FOB باید از واژه «کشتی» استفاده گردد.
«کنترل» و «بازرسی» Checking and inspection
در بندهای الف ۹ و ب۹ اینکوترمز به ترتیب از عناوین «کنترل- بستهبندی و علامتگذاری» و «بازرسی کالا» استفاده شده است و اگر چه واژههای «کنترل» و« بازرسی » مترادفند مناسب تشخیص داده شده است که از واژه اولی بعنوان وظیفه وفروشنده در مورد تحویل کالا طبق بند الف ۴ استفاده گردد و واژه دومی درموارد خاص هنگامی که «بازرسی قبل ازحمل»انجام می گردد بکار برده شود چون معمولاً این بازرسی فقط در صورتی لازم است که خریدار یا مقامات مر بوط به کشور صادر کننده ویا وارد کننده بخواهند اطمیتان حاصل کنند که کالا قبل از حمل با شرایط قراردادی یا قانونی مطابقت دارد.
۷- وظایف فروشنده در تحویل (کالا)
اینکو ترمز بر وظایف فروشنده در تحویل کالا تاکید دارد درصورتی که طرفین روابط تجاری مستمر داشته باشند تقسیم دقیق تکالیف و هزینه ها در رابطه با تحویل کالا توسط فروشنده مشکلی ایجاد نمی کند.زیرا که بین خود روشی را برقرار کردهاند (رویه معامله) که در معادلات بعدی خود نیز به همان ترتیب عمل می کنند.ولی اگر رابطه تجاری مستمر نباشد یا اگر قرارداد از طریق واسطه – که در فروش مال التجاره معمول است انجام گیرد که باید مقررات و الزامات قرارداد فروش اعمال گردد ودر صورتی که اینکوترمز ۲۰۰۰به آن قرارداد منضم شود تقسیم تکالیف هزینه ها و مسئولیت های ناشی از آن باید اعمال گردد.
البته اگر اینکوترمز می توانست تاحد امکان به تفضیل وظایف طر فین در مورد تحویل کالا رامشخص کند مطلوب بود در مقایسه با اینکوترمز ۱۹۹۰تلاشهایی دراین خصوص درموارد معینی (مثلاً الف ۴FCA) انجام گرفته است. معهذا پرهیز از رجوع به عرف تجاری درFASوالف ۴FOS (طبق عرف بندر) میسور نشده است،چون بخصوص در تجارت کالا روشی که کالا برای حمل تحویل می شود طبق قراردادهای FASوFOB در بنادر مختلف متفاوت است.
۸- انتقال مسئولیت (ریسک) و هزینه های مربوط به کالا
هنگامی که فروشنده وظایف خودرادر موردتحویل کالابه پایان می رساند مسئولیت فقدان یاخسارت وارده کالا،همچنین تعهد پرداخت هزینه های مربوط به کالا از فروشنده به خریدار منتقل می شود.از آنجا که خریدار نباید امکان تاخیر در انتقال مسئولیت وهزینه ها رابیابد،کلیه شرایط (اصطلاحات)تصرح دارند در صورتی که خریدار کالا راطبق توافق تحویل نگیرد یا ازدادن دستوراتی (درمورد زمان حمل ویا محل تحویل)که فروشنده برای انجام تحویل کالا نیاز دارد قصور ورزد،انتقال خطرات وهزینه ها میتواند قبل از تحویل کالا صورت گیرد.برای تحقیق چنین انتقال پیش از موعد ریسک و هزینه ها،الزامی است که کالا مورد نظر خریدار مشخص شود یا چنان که شرایط تصریح دارد،برای او کنار گذاشته شود (نخصیص دادن).این الزام به ویژه تحت اصطلاح «تحویل درمحل کار)مهم است،زیرا کالا تحت سایر اصطلاحات،معمولاً وقتی به مرحله بارگیری یا ارسال (تحت اصطلاحات،C,F)یا تحویل در مقصد (تحت اصطلاحات D می رسد مشخص می شود که مربوط به خریدار است.البته،در موارد استثنایی،کالا ممکن است توسط فروشنده به صورت فله وبدون تفکیک و تعیین مقدار کالای هر خریدار ارسال شده باشد در این صورت،انتقال مسئولیت و هزینه تا کالا به صورتی که گفته شد تخصیص نشود صورت نمی گیرد (همچنین مقایسه کنید با ماده ۳/۶۹
کنوانسیون ۱۹۸۰ سازمان ملل متحد در مورد بیع بین المللی کالا)
برگشت
|