|
اصطلاحات
۱-۹- اصطلاح E اصطلاحی است که بر اساس آن وظایف فروشنده حداقل باشد
فروشنده کاری ندارد بجز اینکه کالا رادر امکان مورد توافق در اختیار خریدار قرار دهد که معمولاً در محل کار فروشنده است.از طرف دیگر بعنوان یک واقعیت عملی فروشنده اغلب به خریدار کمک می کند که کالا رادر وسیله حمل ارسالی او بارگیری کند اگر قرار بود که بارگیری هم از وظایف فروشنده باشد EXW می توانست این موضوع (مساعدت فروشنده به خریدار در بارگیری) رابهتر منعکس کند ولی مطلوب تشخیص داده شد که اصل قدیمی حداقل وظیفه فروشنده درEXW حفظ شود تادرمواردی که فروشنده علاقمند نیست هیچ گونه وظیفه ای رادر مورد بارگیری کالا بعهده بگیرد، بکار برده شود.اگر خریدار می خواهد فروشنده وظایف بیشتری رابعهده بگیرد باید بوضوح آن رادر قرارداد فروش منظور نماید.
۲-۹- اصطلاحات گروه F
فروشنده راملزم می کند کالا را طبق دستور خریدار برای حمل تحویل دهد.نقطه ای که طرفین قصد دارند تحویل انجام شود دراصطلاح FCA مشکلی ایجاد کرده است چون موقعیت های بسیار متنوعی که میتواند بر قرارداد احاطه داشته باشد دراین اصطلاح وجود دارد.بنابراین کالا را در وسیله حملی که برای بردن کالا توسط خریدار فرستاده شده است درمحل کار فروشنده بارگیری شود یا ممکن است لازم باشد درپایانه ای که خریدار معین کرده است کالا از وسیله حملی که فروشنده فرستاده است تخلیه شود. در اینکوترمز ۲۰۰۰ به این موارد توجه شده است و مقرر می دارد اگر مکان فروشنده درقرارداد بعنوان مکان تحویل تعیین شود تحویل موقعی کامل می شود که کالا دروسیله حمل ارسالی توسط خریدار بارگیری شود و در سایر موارد تحویل موقعی کامل می شود که کالا دراختیار خریدار قرار داده می شود بدون اینکه از وسیله حمل ارسالی توسط فروشنده تخلیه شود. شیوه های مختلف حمل که درالف ۴ FCA اینکوترمز ۱۹۹۰مطرح شده بود دراینکوترمز ۲۰۰۰ تکرار نشده است.
علیرغم مباحثات زیاد نقطه تحویل درFOB که در CFR و CIF هم مشابه است دراینکوترمز ۲۰۰۰تغییر نیافته است.اگرچه مفهوم تحویل کالا «پس از عبور از نرده کشتی» در مورد FOB امروزه در بسیاری موارد نامناسب بنظر میرسد معهذا این مفهوم توسط تجار درک میشود و در مواردی بکار برده میشود که کالا و تسهیلات و وسایل بارگیری مدنظر باشد. احساس شد که تغییر نقطه تحویل کالا در FOB سردرگمی ایجاد کند بخصوص در مورد فروش کالاهایی که از طریق دریا و طبق قرارداد اجارهکشتی (چارترپارتی) حمل میشود.
متاسفانه واژه “FOB” توسط برخی از تجار صرفاً برای مشخص کردن نقطه تحویل کالا بکار برده میشود مانند “ FOB” کارخانه، “ FOB” محل کار فروشنده یا سایر نقاط درون مرزی و بدین ترتیب فراموش میشود که معنی اختصاری Free On Board چیست. اینگونه استفاده از “ FOB” موجب سردرگمی میشود و باید بکار برده نشود.
تغییر مهمی در FAS در مورد وظیفه ترخیص کالا برای صادرات بعمل آمده است چون بنظر میرسد که انجام این وظیفه توسط فروشنده (بجای خریدار) روش معمولتری است به منظور اطمینان از اینکه این تغییر بخوبی مورد توجه قرار گیرد موضوع با حروف بزرگ در ابتدای FAS نوشته شده است.
۳-۹- اصطلاحات گروه “C”
فروشنده قرارداد حمل را با شرایط معمول و به هزینه خود منعقد میکند بنابراین نقطهای که تا آنجا فروشنده باید هزینه حمل را بپردازد میبایست الزاماً بعد از اصطلاح “C” مربوط قید گردد. براساس اصطلاحات CIF و CPT فروشنده باید کالا را بیمه نموده و هزینه بیمه را بپردازد. چون نقطه مربوط به تقسیم هزینهها در نقطهای در کشور مقصد است اغلب به اشتباه تصور میشود که اصطلاحات گروه “C” جزء قراردادهای ورود است که براساس آنها فروشنده تمام مسئولیتها و هزینهها را تا رسیدن به نقطه توافق شده متقبل میشود. البته باید تاکید کرد که اصطلاحات گروه “C” ماهیتی مشابه اصطلاحات گروه “F” دارند یعنی ایفای قرارداد فروشنده در کشور مبدأ حمل یا ارسال (کالا) انجام میشود. بدین لحاظ قراردادهای فروش براساس اصطلاحات گروه “C” مانند قراردادهای براساس اصطلاحات گروه “F” بعنوان قراردادهای حمل و ارسال کالا طبقهبندی میشوند.
ماهیت قراردادهای حمل و ارسال ایجاب میکند علیرغم اینکه فروشنده موظف به پرداخت هزینه حمل معمول برای ارسال کالا از طریق و به روش معمول تا محل توافق شده میباشد ولی مسئولیت فقدان یا خسارت وارد به کالا و همچنین هزینههای ناشی از اتفاقاتی که بعد از تحویل مناسب کالا برای حمل بوقوع میپیوندد بعهده خریدار است لذا وجه تمایز اصطلاحات گروه “C” با سایر اصطلاحات این است که دارای دو نقطه مهم و حساس میباشند. نقطه اول نقطهای است که فروشنده باید تا آن نقطه انتقال مسئولیت و ریسک است بدین دلیل در صورت افزودن وظایف فروشنده در اصطلاحات گروه “C” که در پی بسط مسئولیت فروشنده و رای نقطه حساس واگذاری ریسک و مسئولیت میباشد باید بسیار مراقب بود. جوهر اصطلاحات گروه“C” این است که ایفای وظایف قراردادی فروشنده بعد از عقد قرارداد حمل و تحویل کالا به حل کننده و تهیه بیمه (تحت اصطلاحات CIP,CIF) تحقق یافته تلقی میشود و بعد از آن هرگونه هزینه و مسئولیت (ریسک) بعهده وی میباشد.
ماهیت اساسی اصطلاحات گروه “C” بعنوان قراردادهای ارسال و حمل نیز با استفاده متداول از اعتبارات اسنادی که روش ترجیحی پرداخت میباشد نشان داده میشود. اگر طرفین قرارداد فروش توافق کرده باشند که پرداخت به فروشنده با ارائه اسناد حمل مورد توافق به بانک براساس اعتبار اسنادی انجام شود بنابراین کاملاً خلاف هدف اصلی اعتبار اسنادی میباشد که فروشنده بعد از لحظهای که پرداخت طبق اعتبار اسنادی و یا حمل و ارسال کالا انجام شده است مسئولیت و هزینه دیگری را بعهده بگیرد. البته فروشنده بدون توجه به اینکه کرایه قبل از حمل یا بعد از رسیدن کالا (پسکرایه) قابل پرداخت میباشد باید هزینه قرارداد حمل را تقبل کند ولی هزینه اضافی که ممکن است ناشی از اتفاقاتی بعد از حمل و ارسال بوجود آید لاجرم بعهده خریدار است.
ا گر قرارباشد فروشنده قرارداد حمل رابه ترتیبی تهیه کند که مستلزم پرداخت عوارض،مالیات و سایر مخارج باشد چنین هزینه هایی تاحدی که درقرار قید شده باشد بعهده فروشنده است.این موضوع صراحتاً در بندالف ۶تمام اصطلاحات C عنوان شده است.
اگر برای رسیدن کالا به مقصد مورد توافق عزماً لازم باشد که قراردادهای حمل متعددی تهیه شود که مستلزم انتقال کالا از یک وسیله حمل به وسیله حمل دیگر می باشد فروشنده باید تمام این هزینه ها منجمله هزینه های مربوط به انتقال کالا از یک وسیله حمل به وسیله حمل دیگر رانیز پرداخت نماید.البته اگر حمل کننده به منظور پرهیز از موانع پیش بینی نشده (مانند یخبندان،تراکم،اغتشاشات کارگری،دستورات دولتی،جنگ یا عملیات شبه جنگی) از حق خود برای انتقال کالا از وسیله ای به وسیله دیگر استفاده کند هزینه های مترتب بر آن بعهده خریدار خواهد بود چون وظیفه فروشنده محدود به تدارک قرارداد متداول حمل میباشد.
اغلب اتفاق می افتد که طرفین قرارداد فروش تمایل دادند حدودی راکه فروشنده باید قرارداد حمل شامل هزینه های تخلیه راتهیه کند مشخص نمایند. چون در مواقعی که کالا توسط خطوط کشتیرانی حمل میشود معمولاً چنین هزینههایی در کرایه حمل منظور شده است در قرارداد فروش مقرر میگردد که کالا بدین ترتیب حمل شود یا حداقل ذکر میشود که براساس «شرایط لاینر» حمل شود. در سایر موارد واژه کالا «پیاده شده» بعد از CIF, CFR اضافه میشود.
معهذا توصیه میشود که از افزودن اختصارات به اصطلاحات گروه “C” خودداری شود مگر اینکه در تجارب موردنظر منظور از اختصارات توسط طرفین قرارداد یا طبق قوانین حاکم یا عرف تجاری کاملاً قابل درک و مورد قبول باشد.
بخصوص فروشنده نباید و در واقع نمیتواند بدون تغییر ماهیت اصطلاحات گروه “C” تعهدی را در مورد رسیدن کالا به مقصد بعهده بگیرد چون مسئولیت هرگونه تاخیر در حمل بعهده خریدار است.
بنابراین هرگونه وظیفهای در مورد زمان باید الزاماً به محل «حمل یا ارسال مثلاً حمل ارسال نباید دیرتر از…» اشاره کند. بعنوان مثال توافق در مورد «CFR هامبورک نباید دیر از…» واقعاً یک اشتباه و در معرض تعابیر احتمالی گوناگون میباشد. میتوان اینگونه برداشت کرد که منظور طرفین قرارداد این است که کالا باید در تاریخ تعیین شده به هامبورگ برسد که در این صورت قرارداد، قرارداد حمل نیست نو قرارداد ورود کالا است یا اینکه فروشنده باید کالا را به ترتیبی بفرستد که بطور معمول قبل از تاریخ تعیین شده به هامبورگ برسد مگر اینکه به دلایل پیشبینی نشده حمل به تاخیر بیافتد.
در معاملات مالالتجاره اتفاق میافتد که گاهی کالا هنگامی که در حال حمل دریایی است خریداری میشود که در چنین مواردی واژه «شناور» بعد از اصطلاح تجاری بکار برده میشود. چون در این حالت براساس اصطلاحات CIF , CFR مسئولیت فقدان یا خسارت وارده به کالا از فروشنده به خریدار منتقل میشود ممکن است مشکلاتی در تعبیر بوجود میآید. یک احتمال این است که معنی عادی اصطلاحات CIF, CFR در مورد تقسیم ریسک و مسئولیت بین فروشنده و خریدار در نظر گرفته شود که در این صورت مسئولیت در زمان حمل منتقل میشود و منظور این خواهد بود که خریدار باید عواقب اتفاقاتی را که قبلاً در زمان تنفیذ قرارداد بوقوع پیوسته بپذیرد. احتمال دیگر این است که تعبیر شود انتقال ریسک و مسئولیت همزمان با عقد قرارداد فروش انجام میشود. تعبیر اولی بیشتر عملی بنظر میرسد چون معمولاً تعیین وضعیت کالا در هنگام حمل غیر ممکن است بدین دلیل ماده ۶۸ کنوانسیون سال ۱۹۸۰ سازمان ملل متحد در مورد قراردادهای بینالمللی فروش کالا مقرر میدارد که «در موارد مذکور از زمانی که کالا به حمل کنندهای که اسناد را براساس قرارداد حمل صادر کرده است تحویل میشود مسئولیت متوجه خریدار است.» البته استثنایی در این قاعده وجود دارد و آن هم موقعی است که «فروشنده اطلاع داشته یا باید مطلع میبوده است که کالا از بین رفته یا خسارت دیده است و این موضوع را از خریدار کتمان کرده باشد».
بنابراین تعبیر اصطلاح CIF یا CFR با افزودن واژه «شناور» بستگی به قانون حاکم برقرارداد فروش دارد. توصیه میشود طرفین قرارداد حاکم و راهکارهای مبتنی بر آن را تعیین کنند. در صورت تردید توصیه میشود که طرفین موضوع را در قراردادشان روشن نمایند.
در عمل هنوز اغلب طرفین قرارداد از عبارات قدیمی (C+F)C&F استفاده میکنند. علیرغم اینکه بنظر میرسد در بسیاری موارد این عبارات را معادل CFR بکار میبرند ولی به منظور پرهیز از مشکلات تعبیر قرارداد طرفین باید از اصطلاح صحیح که CFR است استفاده کنند که تنها اختصار استاندارد قابل قبول جهانی برای اصطلاح «هزینه و کرایه (نام بندر مقصد…)» است.
در بند الف ۸ اصطلاحات CIF,CFR اینکوترمز ۱۹۹۰ فروشنده موظف بود در صورتی که در سند حمل (معمولاً بارنامه) اشاره به چارترپارتی شده بود مثلاً با عبارت «سایر شرایط و مقررات طبق چارتر پارتی» رونوشت چارترپارتی (قرارداد کرایه کشتی) را ارائه نماید. البته اگر چه طرف قرارداد باید همیشه قادر باشد تمام شرایط قرارداد خود را ترجیحاً در زمان عقد قرارداد معین ماید ولی بنظر میرسد روش ارائه چارترپارتی به ترتیبی که گفته شد مشکلاتی را بخصوص در رابطه با معاملات از طریق اعتبار اسنادی بوجود آورد. بدین لحاظ در اینکوترمز ۲۰۰۰ وظیفه فروشنده در مورد ارائه چارترپارتی همراه با اسناد حمل در اصطلاحات CIF, CFR حذف شده است.
اگر بند الف ۸ اینکوترمز به منظور اطمینان از این میباشد که فروشنده مدرک تحویل را به خریدار ارائه مینماید ولی باید تاکید کرد که فروشنده با تهیه مدرک متداول این وظیفه را ایفا مینماید. در اصطلاحات CIP,CPT این مدرک «سند حمل معمول» و در CIF , CFR بارنامه یا راهنامه دریایی میباشد. اسناد در حمل باید «تمیز» (غیرمشروط) باشد یعنی نباید شرایط یا یادداشتهایی که صراحتاً حاکی از نقص کالا و یا بستهبندی باشد در آن درج شده باشد. اگر چنین شرایطی در سند مشاهده شود اصطلاحاً بعنوان «غیرتمیز» (مشروط) تلقی میشود و در معاملات اعتبار اسنادی توسط بانک پذیرفته نمیشود. ولی باید یادآور شد که حتی سند حمل بدون درج چنین شرایط و یادداشتهایی مدرکی نیست که به استناد آن خریدار در قبال حمل کننده اطمینان حاصل نماید که کالا مطابق مقررات قرارداد فروش ارسال شده است. معمولاً حمل کننده طبق متن استاندارد صفحهروئی سند حمل مسئولیت اطلاعات مربوط به کالا را با عنوان اینکه مشخصات مندرج در سند حمل بنا به اظهارات فرستنده میباشد نمیپذیرد و بنابراین آن اطلاعات به ترتیبی که در سند نوشته میشود «بنا به اظهار»(فروشنده) است. طبق اکثر قوانین و اصول حاکم حمل کننده باید حداقل اقدامات معقولی را برای بررسی صحت اطلاعات انجام دهد و قصور وی در این زمینه ممکن است موجب مسئولیت وی در مقابل گیرنده کالا بشود. البته در حمل با کانتینر حمل کننده امکان بررسی محتویات را ندارد. مگر اینکه مسئولیت چیدن کالا در کانتینر را بعهده داشته باشد.
بیمه فقط در دو اصطلاح مطرح میشود یعنی CIP, CIF براساس این اصطلاحات فروشنده موظف است بیمه کالا را به نفع خریدار تهیه کند. در سایر موارد تصمیم در مورد تهیه بیمه و حدود پوشش آن بعهده طرفین قرارداد میباشد. از آنجا که فروشنده نسبت به تهیه بیمه به نفع خریدار اقدام مینماید از نیازهای خریدار دقیقاً مطلع نمیباشد. براساس شرایط انستیتو بیمه باربری که توسط موسسه بیمه گران لندن تنظیم شده است پوشش بیمه به صورت «حداقل پوشش» طبق شرایط (نوع بیمه) C «پوشش متوسط» طبق شرایط (نوع بیمه) B و «پوشش وسیع»طبق شرایط (نوع بیمه)A موجود میباشد. چون در فروش کالا طبق اصطلاح CIF خریدار ممکن است مایل باشد کالای در راه را به خریدار دیگری بفروشد و او هم بخواهد مجدداً کالا را به فروش برساند و لذا امکان اطلاع از نیازهای بیمه این خریداران وجود ندارد بنابراین بطور سنتی حداقل پوشش در CIF انتخاب میشود و خریدار میتواند از فروشنده درخواست نماید که بیمه اضافی تهیه کند. با توجه به امکان خطر سرقت دله دزدی و جابجایی و نگهداری ناصحیح کالاهای ساخته شده پوشش بیمهای حداقل نامناسب است. و پوشش بیمهای بیش از پوشش بیمهای نوع C لازم است. چون CIP در مقایسه با CIF معمولاً برای فروش کالا (فروش مجدد در حین حمل) بکار برده نمیشود. بنابراین تهیه گستردهترین پوشش بیمهای در CIP در مقایسه با حداقل پوشش در CIF مقدور میباشد. از آنجا که تغییر وظیفه فروشنده در مورد بیمه طبق CIF و CIP موجب سردرگمی میشود بنابراین وظیفه فروشنده در مورد بیمه در هر دو اصطلاح محدود به حداقل پوشش میشود. توجه به این موضوع توسط خریدار طبق CIP اهمیت دارد چون اگر پوشش اضافی لازم داشته باشد باید با فروشنده در مورد تهیه بیمه اضافی به توافق برسد یا خودش ترتیب بیمه اضافی را بدهد. حتی ممکن است خریدار مایل باشد بیمههای خاصی را علاوه بر آنچه که در بیمه از نوع A وجود دارد تحصیل نماید مثلاً بیمه جنگ، شورش، بلوا، اعتصاب یا اغتشاشات کارگری. اگر خریدار بخواهد فروشنده چنین بیمهای را ترتیب دهد باید دستور چنین کاری را بدهد که در این صورت فروشنده باید در صورت امکان تحصیل چنین بیمهای را ارائه نماید.
۴-۹- اصطلاحات گروه D
ماهیتاً با اصطلاحات گروه “C” فرق میکند چون فروشنده طبق اصطلاحات گروه “D” مسئول رسیدن کالا به مکان یا نقطه مورد توافق در مرز یا در داخل کشور وارد کننده میباشد. فروشنده باید کلیه مسئولیتها و هزینههای رساندن کالا به آنجا را بپذیرد. به همین دلیل اصطلاحات گروه “D” شاخص قراردادهای رساندن و ورود کالا و اصطلاحات گروه “C” معرف قراردادهای اعزام (ارسال) میباشند.
در اصطلاحات گروه “D”به استثنای DDP فروشنده مکلف نیست کالا را پس از ترخیص در کشور مقصد تحویل نماید.
قبلاً فروشنده موظف بود طبق DEQ کالا را برای ورود ترخیص کند چون باید کالا در بارانداز تخلیه و سپس به کشور وارد کننده آورده میشد. ولی به دلیل تغییرات در مراحل و روشهای ترخیص گمرگی در بسیاری از کشورها امروزه بهتر است طرف مقیم در کشور مزبور ترخیص و پرداخت عوارض و سایر مخارج را بعهده بگیرد. بدین لحاظ تغییری در DEQ مشابه تغییر در FAS که قبلاً گفته شد بوجود آمده است. در DEQ مانند FASتغییر با حروف بزرگ در مقدمه مشخص شده است.
بنظر میرسد که در بسیاری از کشورها اصطلاحات تجاری که در اینکوترمز گنجانده نشدهاند بخصوص در حمل و نقل با راهآهن بکار برده میشوند (مرز آزاد) البته طبق چنین اصطلاحاتی معمولاً منظور این نیست که فروشنده مسئولیت از بین رفته یا خسارت وارد به کالا را در طول مسیر حمل تا مرز بعهده دارد. در چنین حالتی بهتر است از CPT با مشخص کردن مرز استفاده شود. از طرف دیگر اگر قصد طرفین قبول مسئولیت توسط فروشنده در طول مسیر حمل باشد در این صورت اصطلاح DAF با معین کردن مرز مناسب خواهد بود.
در نسخه اینکوترمز ۱۹۹۰ اصطلاح DDU اضافه شد. در صورتی که فروشنده آمادگی تحویل کالا را به کشور مقصد بدون ترخیص و پرداخت عوارض داشته باشد اصطلاح مزبور عملکرد مهمی خواهد داشت در کشورهایی که ترخیص کالا برای ورود تقبل نماید ولی توصیه میشود در کشورهایی که انتظار بروز مشکلاتی در ترخیص کالا برای ورود وجود دارد فروشنده از اصطلاح DDU استفاده کند.
۱۰- عبارت «وظیفهای ندارد»
همانطور که از عبارات «فروشنده باید» و «خریدار باید» بر میآید اینکوترمز صرفاً با وظایفی سرو کار دارد که طرفین مدیون یکدیگرباشند بنابراین هرگاه یکی از طرفین به دیگری مدیون نباشد عبارت ««وظیفه ای ندارد »» گنجانده شده است بنابراین اگر مثلاً طبق بندالف ۳ از یک اصطلاح فروشنده باید قرارداد حمل راتنظیم و جه آن رابپردازد در ب ۳(۱) زیر عنوان ««قرارداد حمل »»درمورد موقعیت خریدار عبارت ««وظیفه ندارد »»رامشاهده می کنیم ضمناً اگر هیچیک از طرفین درقبال دیگری وظیفه ای نداشته باشد مثلاً درمورد بیمه عبارت ««وظیفه ندارد »» درمورد هر دو طرف ملاحظه می شود.
درهر حال لازم است اشاره شود حتی اگر درمورد اجرای یک کار مشخص یک طرف نسبت به دیگری وظیفه ای نداشته باشد این بدان معنی نیست که انجام آن کار به نفع او نمی باشد.بدین لحاظ مثلاُخریدار براساس CFR وظیفه ای درقبال فروشنده برای عقد قرارداد بیمه ندارد ولی واضح است که عقد چنین قراردادی به نفع اوست چون فروشنده طبق بند الف ۴ وظیفه ای برای تهیه بیمه ندارد.
۱۱- ایجاد تغییر دراینکوترمز
درعمل اغلب اتفاق می افتد که طرفین خودشان واژه ههایی راجهت دقت بیشتر ازآنچه که دراصطلاحات اینکوترمز مستمر است به آن اضافه می کنند باید توجه داشت که اینکوترمز هیج گونه راهنمایی درمورد چنین اضافاتی ارئه نمی دهد.بنابراین اگر طرفین نتوانند به یک عرف تجاری کاملاًً جا افتاده درمورد تعبیر چنین اضافاتی متکی باشند در صورتی درک متقابلی برای اثبات مفاهیم اضافات نداشته باشند با مشکلات جدی روبرو میشوند.
مثلاً اگر عبارت معمول «FOB چیده شده» یا «EXW بارگیری شده» بکار برده شود. امکان ندارد که درک جهان شمولی بدین مضمون بوجود آورد که وظایف فروشنده نه تنها شامل هزینه واقعی بارگیری کالا در کشتی یا وسیله حمل بلکه شامل مسئولیت فقدان یا خسارت وارد به کالا در مرحله بارچینی و بارگیری بشود. به هیمن دلیل به طرفین قرارداد قویاً توصیه میشود که مشخص کنند آیا صرفاً منظور این است که هزینه یا عملیات بارچینی و بارگیری بعهده فروشنده میباشد یا اینکه فروشنده باید مسئولیت (ریسک) را تا هنگام تکمیل واقعی بارچینی و بارگیری بپذیرد. این سؤالاتی است که اینکوترمز پاسخی برای آنها ندارد در نتیجه اگر در قرارداد فروش هم قصد طرفین صراحتاً عنوان نشود طرفین با مشکل و هزینه غیر ضروری بیشتری مواجه میشوند.
اگر چه اینکوترمز ۲۰۰۰ برای اینگونه تغییراتی که بکاربرده میشود تدارک دیده نشده است ولی در مقدمه برخی از اصطلاحات تجاری به طرفین در مورد لزوم تصریح شرایط خاص قراردادی در صورتی که بخواهند فراتر از مقررات اینکوترمز بروند هشدار داده شده است. به موارد زیر بعنوان مثال اشاره میشود:
EXW وظیفه اضافی فروشنده در مورد بارگیری کالا روی وسیله نقلیه خریدار.
CIF/CIP نیاز به خریدار به تحصیل بیمه اضافی.
DEQ وظیفه اضافی فروشنده در مورد پرداخت هزینههای بعد از تخلیه در مواردی فروشنده و خریدار به روش معمول تجاری در مورد لاینر و چارترپارتی اشاره میکنند. در چنین شرایطی مشخص کردن و تمیز وظایف آنها نسبت به یکدیگر طبق قرارداد حمل و قرارداد فروش الزامی است. متاسفانه تعاریف رسمی در مورد عباراتی از قبیل «مقررات لاینر» و «هزینههای جابجایی در ترمینال THC» وجود ندارد. چگونگی تقسیم این هزینهها براساس چنین مقرراتی میتواند زمانها و در محلهای مختلف متفاوت باشد. به طرفین پیشنهاد میشود که در قرارداد فروش چگونگی تقسیم این هزینه را مشخص کنند.
اغلب عبارتی نظیر «FOB چیده شده»، «FOB چیده و صفافی (دسته بندی شده» که مکرراً در چارترپارتی بکار برده میشود در قراردادهای فروش هم به منظور معین کردن حدود وظایف فروشنده در FOB برای چیدن و صفافی کالا در عرشه کشتی استفاده میشود. در صورت اضافه کردن چنین واژههایی ضروری است در قرارداد فروش مشخص شود که آیا وظایف اضافه شده فقط مربوط به هزینهها است یا شامل خطرات (ریسک) هم میشود.
همانطور که گفته شد برای اطمینان از اینکه اینکوترمز معمولترین روش بازرگانی را ارائه نماید نهایت تلاش بعمل آمده است. البته در مواردی – بخصوص در مورد تفاوتهای اینکوترمز ۲۰۰۰ و ۱۹۹۰ طرفین ممکن است قصد داشته باشند اصطلاحات تجاری به نحو متفاوتی مورد عمل قرارگیرد. اینگونه اختیارات در مقدمه اصطلاحات با واژه «البته» یادآوری شده است.
۱۲ـ عرف بندر یا تجارت خاص
با توجه به اینکه اینکوترمز مجموعهای از مقرراتی را ارائه میدهد که در تجارتها و مناطق مختلف بکار برده میشود تعیین وظایف طرفین به دقت همیشه امکانپذیر نیست. بنابراین تا حدودی لازم است به عرف بندر یا تجارت خاص یا روشهایی که طرفین در معاملات قبلی خود بکار میبردهاند استناد شود (ماده ۹ کنوانسیون ۱۹۸۰ سازمان ملل متحد در مورد قراردادهای بینالمللی فروش کالا). البته مطلوب این است که فروشنده و خریدار هنگام مذاکره در مورد قرارداد فروش از اینگونه عرفها بخوبی مطلع باشند و در صورت وجود ابهام یا گنجاندن شرایط مناسبی وضعیت قانونی خود را در قرارداد فروش مشخص کنند. چنین شرایط خاصی در قرارداد مقدم بر آنچه خواهد بود که بعنوان قاعده تعبیر در اینکوترمزهای مختلف مطرح شده است یا اینکه آن قواعد را تغییر میدهد.
۱۳ـ اختیارات خریدار در مورد محل حمل
در مواردی ممکن است در زمان انعقاد قرارداد فروش تعیین دقیق نقطه یا حتی محلی که فروشنده باید کالا را برای حمل به مقصد نهایی تحویل دهد امکانپذیر نباشد. مثلاً ممکن است در چنین مواقعی صرفاً به محدوده یا محل بزرگی از قبیل بندر اشاره شود و سپس تصریح شود که وظیفه یا حق انتخاب محل دقیق در داخل آن محدوده یا محل با خریدار است. اگر تعیین نقطه دقیق با خریدار باشد و او در انتخاب محل قصور کند، مسئولیت هزینههای اضافی یا خطرات ناشی از چنین قصوری به عهده او خواهد بود ب ۵ و ب۷ در تمام اصطلاحات). علاوه بر این قصور، قصور خریدار در استفاده از حق خود برای تعیین نقطه موردنظر ممکن است به فروشنده حق دهد که مناسبترین نقطه را برای منظور خود انتخاب کند (الف ۴ FCA).
۱۴ـ ترخیص کالا از گمرک
اصطلاح « ترخیص کالا از گمرک» موجب سوء تفاهم میشود. بنابراین اگر به وظیفه فروشنده یا خریدار در مورد تقبل مسئولیتی مربوط به عبور کالا از گمرک کشور صادر کننده یا وارد کننده اشاره شود اکنون مشخص شده است که این وظیفه نه تنها شامل پرداخت عوارض و سایر مخارج میشود بلکه شامل اقدام و پرداخت هزینههای مربوط به امور اداری در مورد عبور کالا از گمرک و ارائه اطلاعات به مسئولین نیز میشود.
بعلاوه اگر چه به غلط در پارهای محافل استفاده از شرایط (اصطلاحاتی) که مربوط میشود به وظیفه ترخیص کالا از گمرک در مواردی مانند تجارت داخل اتحادیه اروپا و یا مناطق آزاد تجاری که هیچگونه وظیفهای در مورد پرداخت عوارض وجود ندارد و محدودیتی نیز برای واردات و صادرات اعمال نمیشود، ناصحیح تشخیص داده شده است.
به منظور مشخص کردن این وضعیت عبارت «در جایی که کاربرد داشته باشد» به بندهای الف ۲ و ب۲ و الف ۶ و ب ۶ اینکوترمز مربوط اضافه میشود تا در جایی که نیازی به تشریفات گمرکی نیست بدون هر گونه ابهامی کابرد داشته باشد. بهتر است ترخیص کالا از گمرک توسط طرفی که مقیم کشور محل ترخیص است یا حداقل توسط شخصی از طرف وی صورت گیرد. بدین ترتیب معمولاً باید صادرکننده کالا را برای صدور، و واردکننده کالا را برای ورود ترخیص کند.
در اینکوترمز ۱۹۹۰ این موضوع مورد توجه نبود در اصطلاحات EXW و FAS اینکوترمز ۱۹۹۰ وظیفه ترخیص کالا برای صادرات بعهده خریدار و در DEQ همان سال وظیفه ترخیص کالا برای ورود بعهده فروشنده بود ولی در اینکوترمز ۲۰۰۰ براساس FAS و DEQ وظیفه ترخیص کالا برای صدور بعهده فروشنده و وظیفه ترخیص برای ورود بعهده خریدار است در صورتی که در EXW نمایانگر حداقل وظیفه فروشنده است تغییری نیافته است (ترخیص برای صدور بعهده خریدار است). طبق اصطلاح DDP فروشنده بخصوص با پیروی از همان عبارت اصطلاح تحویل با پرداخت عوارض موافقت میکند که کالا را برای ورود ترخیص کند و عوارض مربوط را پرداخت نماید.
۱۵ـ بستهبندی
در اغلب موارد، طرفین از قبل میدانند که چه نوع بستهبندی موردنیاز است تا کالا سالم به مقصد حمل شود با وجو این از آ“جا که وظیفه فروشنده برای بستهبندی کالا بسته به نوع و مدت حمل موردنظر تغییر میکند لذا تصریح به این که فروشنده وظیفه دارد کالا را به نحوی که برای حمل مناسب است بستهبندی کند به نظر ضروری آمده است اما فقط تا آن حد که شرایط مربوط به حمل و نقل کالا قبل از انعقاد قرارداد فروش برای وی مشخص شده است (نقل از ماده ۳۵-۱ و ۳۵ –۲ ب کنوانسیون ۱۹۸۰ سازمان ملل متحد در مورد قراردادهای بیع بینالمللی کالا… در آنجا که میگوید کالا از جمله بستهبندی باید «برای هر گونه هدف خاصی از صراحتاً یا تلویحاً در زمان انعقاد قرارداد فروش برای فروشنده معلوم میشود مناسب باشد مگر این که جمیع شرایط حاکی از آن باشد که خریدار اعتمادی به مهارت و قضاوت فروشنده ندارد یا چنین اعتمادی را عاقلانه نمیداند»
۱۶ـ بررسی کالا
در بسیاری از موارد ممکن است به خریدار توصیه شود که ترتیبی بدهد تا کالا قبل یا همزمان با تحویل فروشنده بازرسی شود (که به «بازرسی قبل از حمل» یا PSI موسوم است). جز در مواردی که در قرارداد به ترتیب دیگری تصریح شده باشد خریدار شخصاً باید هزینه این بازرسی را که برای حفظ منافع خود ترتیب داده بپردازد البته در صورتی که انجام بازرسی قبل از حمل جزو مقررات اجباری صدور کالا در کشور فروشنده باشد هزینه این بازرسی به عهدهء فروشنده است مگر اینکه از اصطلاح EXW استفاده شود که در این صورت چنین هزینهای بعهده خریدار است.
۱۷ـ نوع حمل و اصطلاح مناسب اینکوترمز ۲۰۰۰
|
هر نوع حمل
|
|
گروه EXW E تحویل در محل کار
|
(نام محل تعیین شده)
|
|
گروهFCA F تحویل به حمل کننده
|
(نام محل تعیین شده)
|
|
گروهCPT C کرایه حمل پرداخت شده تا
|
(نام محل تعیین شده)
|
|
CIP کرایه حمل و بیمه پرداخت شده تا
|
(نام محل تعیین شده)
|
|
گروهDAF D تحویل در مرز
|
(نام محل تعیین شده)
|
|
DDU تحویل عوارض پرداخت نشده
|
(نام محل تعیین شده)
|
|
DDP تحویل عوارض پرداخت شده
|
(نام محل تعیین شده)
|
|
حمل دریایی و آبراههای داخلی
|
|
گروه FAS F تحویل در کنار کشتی
|
(نام بندر مبداء)
|
|
FOB تحویل روی عرشه
|
(نام بندر مبداء)
|
|
گروه CFR C ارزش و کرایه حمل
|
(نام بندر مقصد)
|
|
CIF ارزش بیمه و کرایه حمل
|
(نام بندر مقصد)
|
|
گروه DES D تحویل از کشتی
|
(نام بندر مقصد)
|
|
DEQ تحویل در اسکله
|
(نام بندر مقصد)
|
برگشت
|